تبليغاتX
نسیم شمال... کاملیا
نسیم شمال... کاملیا

بگوکه گل نفرستدکسی به خانه ی من٬که عطربوی توپرکرده ....
 
 
کاملیا

بگو که گل نفرستد کسی به خانه من.که عطر یاد تو پر کرده اشیانه من




komeil_13631@yahoo.com

 

پیوند ها

مهديه

مریم گیگیلی

مریمی از مریم ها

ایدا

گیلانی ها

 

مطالب اخير

دکترمیرمحسن کروبی نژاد

مخصوص پسر نازم

1388

ولنتاین

تولدم مبارک

مرگ بر...

دوستت دارم

روزگارغریب

یا مهدی

عیدتون مبارک

 
 
 

امكانات جانبي

RSS 2.0

 
 

دکترمیرمحسن کروبی نژاد

بعدمدتها اجل فرصت داد تابه خونه قدیمیم برگردم.یه دسمالی به سروروشبکشم.ببینم چه نامه هایی رسیده که بازش نکردم و...

شماچطورین؟خوبین؟کیفتون کوکه؟چه خبر از کجا؟داغترین خبر این روزهام واسه ایرانیا انتخابات ریاست جمهوریه.من یادم نمیاد که تودوره های قبلیانتخابات این همه کش و قوس و درگیری وهیجان بوده باشه.مناظره های نماینده ها هم که نور علی نور شده و تو مناظره ۲/۳شب پیش احمدی نژادو میرحسین همه دیدن چه سوتیایی داده شد که غریب به یقین ایرانیا ازون خبر نداشتنو تا الان رو نشده بود

ولی اگه از من بپرسین میگم با اینکه محسن رضایی شانسی واسه قهرمانی و صعود به جام جهانی نداره ولی از بقیه بابرنامه تره:خو اینم نظره دیگه چرا میزنی

از بحث انتخابات که خارج شیم باید بگم که  ۵/۲ماه از خدمت مقدس کمیل بیشترباقی نمونده و ارشدم مثل پارسال مجاز شدم وارشد دانشگاه ازادم با موفقیت دادم:حالا باخداس کجا قبول شم

فعلا عرض دیگه ای ندارم:با اجازه خبری شد زنگ میزنم 

جمعه پانزدهم خرداد 1388 |

 

مخصوص پسر نازم

 

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه
دوباره اين دل ديوونه واست دلتنگه
وقت از تو خوندنه ستاره ء ترانه هام
اسم تو برای من قشنگترين آهنگه
بی تو يك پرنده اسير بی پروازم
با تو اما ميرسم به قله آوازم
اگه تا آخر اين ترانه با من باشي
واسه تو سقفی از آهنگ و صدا ميسازم
با يك چشمك دوباره منو زنده كن ستاره
نذار از نفس بيفتم تويي تنها راه چاره
آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره
اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره
تويی كه عشقمو از نگاه من ميخونی
تويی كه تو تپش ترانه هام مهمونی
تويی كه هم نفس هميشه آوازی
تويی كه آخر قصه ء منو ميدونی
اگه كوچه صدام يك كوچه باريكه
اگه خونم بی چراغه چشم تو تاريكه
ميدونم آخر قصه ميرسي به داد من لحظه يكي شدن تو آينه ها نزديكه

خیلی دوست دارم ناناز خودم

یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 |

 

1388

 

 سلام به همه ی دوستای عزیزم که تو سال87با مابودن.سال نوتون مبارک.امیدوارم سالی پر از مهروصفا

و صمیمیت درکنار خانواده وسالی سرشار از موفقیت،سلامتی وخوشبختی داشته باشین و عیدو

حسابی خوش بگذرونین.به پسر عزیزمم  که خیلی دلتنگشم و سال تحویلو جنوب،مزار شهدا به سر

میبره تبریک ویژه عرض میکنم.امیدوارم با توکل به خدا و با دعای دوستای گلمون یه جای خوب ارشد قبول

بشه.عیدتووووووووووووووووووووووووووووووون مباررررررررررررررررررررررررررررک

 

 

 

پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 |

 

ولنتاین

 

بازم سعادتی نصیبم شد تا تو وبلاگ بنویسم. کاملیای من این هفته امتحان ارشد داشت.امیدوارم با توکل به خدا بتونه یه جای خوب قبول بشه وتلاشش به ثمر برسه. 

روز ولنتاین ایرانمونو به پسرم و همه ی دوستای وبلاگیمون تبریگ میگم.امیدوارم همه ی عاشقا به عشقشون برسن و کنار هم خوش باشن.

                                                                           

این شعر به مناسبت این روز قشنگ تقدیم به کسی که خودش میدونه چقدر دوسش دارمو برام عزیزه.

  امشب اگر یاری کنی،ای دیده توفان می کنم

آتش به دل می افکنم،دریا به دامان می کنم

می جویمت،می جویمت،با آن که پیدا نیستی 

 می خواهمت،می خواهمت،هرچندپنهان می کنم  

 زندان صبر آموز را در می گشایم ناگهان

پرهیز طاقت سوز را،یکسر به زندان می کنم

یا عقل تقوا پیشه را،ازعشق می دوزم کفن

یا شاهد اندیشه را،از عقل عریان می کنم

باز آ که فرمان می برم،عشق تو با جان می خرم

آن را که می خواهی زمن،آن می کنم،آن می کنم

 

                                                                                                    

 

   

                                                                                                          

 

 

 

 

 

یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 |

 

تولدم مبارک

امروز ۲۵دی ماه ۱۳۸۷هست.۲۳سال قبل در چنین روزی ارتش سرخ چین ببخشین من حدود ساعت ۱۰صبح بدنیا اومدم.بابام اسمم بر وزن اسم داداشم سهیل انتخاب کردوپله های ترقی بشدت تی کشیدم تا بزرگ شدم و واسه خودم ...

پس از خلاصه تاریخی که اشاره شد و اونم همین امشب فهمیدم ازاونجایی که امروز یه روز اروم و بی دردسری بود تو محل خدمت و شبم جز مامان و فاطمه بهم تبریک نگفتن لازم دونستم خودم ۲۳ سال تولدم و تو وبلگچه خاطراتمون بنویسم تا یادم باشه یه روزیم ۲۳ سالم بود.

ای کاش می تونستیم یه فلش بک به سالهای گذشتمون می زدم چون از یاد اوری خاطره هام خیلی لذت میبرم.مثلا چند وقت پیش که داشتیم بالا پشت بوم خونمون تمیز می کردیم.و کتابای اضافی دور مینداختیم.من همه کتابام نگه داشتم.وقتی کتاب فارسی کلاس اول  که روش یه شاخه گل کشیده بودو خطم میدیدم توش.چقد خاطرات اون زمونا واسم زنده شد...

یادش یخیر...

خردسالی کجایی که یادت بخیر

چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 |

 

مرگ بر...

 

مرگ بر صهیونیست جنایتکار

 

همه ما از ملت مظلوم فلسطین دفاع می کنیم

درود بر مقاومت مردم فلسطین و غزه(لوگوی حمایت از مردم مظلوم فلسطین)

 

ماسربازان تیپ ۲ میرزا کوچک جنایت صهیونیست و امریکاو مصر رادر

کشتارمردم بیگناه غزه محکوم می کنیم.

 

خداوند ظلم و ستمشان رابر خودشان برگرداند

همه ما از ملت مظلوم فلسطین دفاع می کنیم
همه ما از ملت مظلوم فلسطین دفاع می کنیم

سه شنبه دهم دی 1387 |

 

دوستت دارم

 

بعد یه مدتی که خیلی سرم شلوغ بود بالاخره فرصتی شدتا وبلاگو آپ کنم،تو این ماه بالاخره تونستم

بعد5ماه دوری از کچلوم ببینمش و آرامش بگیرم،خدا دوری و دلتنگی رو قسمت کسی نکنه،یه خبر

خوب اینکه این هفته جشن آبجی یکی یه دونم بود،امیدوارم همه ی عاشقا به عشقشون برسن و

همه ی پسرا و دخترای گل ایرانی خوشبخت بشن.آمین(این شهر امید تقدیم به کسی که خیلی دوسش دارم)

توقبله گاه منی آخه پناه منی  حالا عاشقم آره عاشقم تو رفیق راه منی

دوست دارم های توامیدموندن میده  به این صدای خسته،جرات خوندن میده 

وای که چقدر دوست دارم به قدر دنیا میخوامت    اندازه ی ستاره های آسمون میخوامت

 ناز نگاه تو باده ی نام من                      مست وخرابم کن توای همه تب و تاب من

ای گل باغ دل،چشم وچراغ دل                  من به تو دل بستم فقط تو رو می پرستم

وای که چقدر دوست دارم به قدر دنیا می خوامت   اندازه ی ستاره های آسمون می خوامت

یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 |

 

روزگارغریب

 

حتما همه شما از سریال روزگار غریب که این روزا از شبکه ۳دوشنبه شبا پخش میشه کم و بیش خبر دارین و درجریان کار هستین.منم خداییش خیلی این سریال و دوس دارم چون بیشترش براساس واقعیته و فیلم نامش خیلی ساده و تودلبروهست.اگرم تا حالا پیگیرش نبودین پیشنهاد می کنم که ازین به بعد دنبالش کنین.نمی دونم ۲یا ۳قسمت پیششو نگاه کردین یا نه که درمورد یه زن روستایی بود که بدلیل ضعف مالی تویکی از شهرای شمالی ومشخصاشهرستان لنگرود شهرکومله می خواست با مرگ موش خودش و بچه هاش بکشه.صبحا که می خوام برم سر محل خدمتم یه کوچه تو یه محله ییلاقی کومله بنام دکتر محمد قریب که امارش و گرفتم دیدم خانواده اقای دکتر تو این محل خونه دارن و ظاهرا افراد اون قسمت داستان قصه مااز همین محل بودن.فرماندمونم بهم گفت وقتی کوچیک بوده دکتر قریب اونو معاینش کرده و این باعث شده که توجه من به اطرافم بیشترو بیشترم بشه

اینارو گفتم که برم سر اصل مطلب و اینکه دوره اموزشی سربازیم با هزارتا خاطره و دوستای خوب و محل خدمتمون معروف به هتل مدرس کرج که توی اتوبان تهران کرج تقریبا روبروی کیک و کلوچه درناست با همه شیرینی هاو سختیاش تموم شدو الان محل خدمتم تقریبا نزدیک خونمونه.دانشگام در مقطع ارشد متاسفانه قبول نشدم با هزار امیدو ارزویی که داشتم.ولی واسم هنوزم سئواله که ازاد دیگه چرا تهران مرکزقبول نشدم.با اینکه درصدام نسبتا خوب بودن و سهمیه هم داشتم.وقتی نتایج اعلام شد دیدم که سهمیم و عادی اعلام کردن وامروزم پیگیرش بودم که دیدم مسئولش رفته ماموریت.

به هرحال اینا چیزایی بود که تو این مدت غیبتم توی روزگار غریب خودم سپری شد و اینکه بخوام دوباره همه چیزو از اول شروع کنم واسم یه کم سخته.

الهی به امید تو

یکشنبه هفدهم شهریور 1387 |

 

یا مهدی

 

 

 

از هجر تو طبیعت ما گریه می کند.

چشم تمام آینه ها گریه می کند.

چشم انتظار آمدنت شیر خواره‌ای است.

گهواره‌ای به کرب و بلا گریه می کند.

پای سه ساله‌ای که پر تاول آمده است.

دارد به اشک و دعا گریه می کند.

در علقمه به خاطر تو مشک پاره ای

دارد کنار دست جدا گریه می کند

گودال سرخ روز عطش نعره می کشد

از روضه های خون خدا گریه می کند.

 

 

این عید بزرگ وبه همه ی دوستای وبلاگی که مارو فراموش کردنو به یکی یه دونم که دوشنبه دوره ی آموزشیش بعد 2ماه سختی و دوری تموم میشه تبریگ میگم.

 

 

 

شنبه بیست و ششم مرداد 1387 |

 

عیدتون مبارک

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد           دل رمیده ما را انیس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت        بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد

به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا               فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد

به صدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست    گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد

طربسرای محبت کنون شود معمور              که طاق ابروی یار منش مهندس شد

لب از ترشح می پاک کن برای خدا                که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد

کرشمه تو شرابی به عارفان پیمود              که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد

چو زر عزیز وجودست شعر من آری              قبول دولتیان کیمیای این مس شد

خیال آب خضر بست و جام کیخسرو            به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد

ز راه میکده یاران عنان بگردانید                                  چرا که حافظ از این راه برفت و مفلس شد

سلام.عید مبعث و به کاملیای نانازیم و دوستای عزیز وبلاگیمون تبریک میگم.امیدوارم قسمتمون بشه که همچین روزی مدینه باشیم.آمین

                                                                                                                                  

چهارشنبه نهم مرداد 1387 |

 
Blog Skin